امضا

«امضا در لغت، به معنای جایز داشتن، صحه داشتن، تصدیق کردن و نیز علامتی که پای نامه یا سند گذارند و همچنین نام خود را در زیر نامه یا سند بعنوان اقرار و تصدیق آمده است[1]».

در گذشته افراد در قراردادهایی که تنظیم می نمودند، علائمی را مورد استفاده قرار می دادند که به منزله اعتبار بخشیدن به آن قرارداد بوده و دال بر تایید و پذیرش و وجود رابطه طرفین بوده است. به مرور زمان این علائم شکل مُهر به خود گرفته و کم کم پس از اینکه اکثر انسانها توانایی خواندن و نوشتن فرا گرفتند، امضا به عنوان اعلام اراده فرد در تأیید اعمال و روابط وی با دیگران مورد استفاده قرار گرفته است. در اسناد نیز امضا ذیل سند نشان دهنده ی تأیید مندرج در آن سند بوده بطوریکه ارزش اثباتی سند را مشخص می کند.

امضا در لغت به معنی گذرانیدن یا به پایان رسیدن یا تنظیم (اجاره) امری است.

همچنین به معنی اجاره یا تنظیم عمل حقوقی غیر نافذ می باشد مانند تنفیذ و امضاء عقد مکره (ماده 209 قانون مدنی).

در تعریف اصطلاحی امضا می توان گفت که عبارتست از «نوشتن نام و یا نام خانوادگی (یا هر دو) یا رسم علامت خاص که نشانه هویت صاحب علامت است، در ذیل اسناد و اوراق عادی یا رسمی که متضمن وقوع معامله یا تعهد یا اقرار یا شهادت و مانند آنهاست یا بعداً روی آن «اوراق تعهد یا معامله ای ثبت شود[2]».

[1]. دهخدا، علی اکبر،1377، لغت نامه، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ج3، ص3358.

[2]. جعفری لنگرودی، محمّد جعفر، 1380، فلسفه حقوق مدنی، انتشارات گنج دانش.

: مهر

منظور از مُهر، وسیله ای است از جنس فلز یا سنگ یا شیی دیگر که با نام یا امضا یا سایر مشخصات صاحب مهر یا علامات دیگری روی آن حکاکی شده و اثر آن بر روی اوراق به جای امضا مورد استفاده می باشد[1].

مهر (اسم)، آلتی از فلز، سنگ و در عصر ما لاستیک و جز، آنها که بر آن نام و عنوان کسی یا بنگاهی یا موسسه ای را وارون کنده باشند و چون بر آن مرکب بمالند و آنگاه بر کاغذ و جز آن فشار دهند تا نام و نقش مذکور بر آن ثبت شود.[2]

مهر در اصطلاح به معنای امضای حک شده و آماده می باشد که افراد با سواد و حتی بی سواد به جای امضا از آن استفاده می کنند. علاوه بر این، به طور کلی تایید فرد را، در اصطلاح و عرف مهر تایید نیز می نامند.

 

[1]. سلیمانپور، محمد، 1357، جعل اسناد در حقوق ایران و از نظر حقوق تطبیقی، انتشارات گنج دانش، ص 53.

[2]. دهخدا، علی اکبر، 1377، لغت نامه، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ج 3، ص 19338.

: اثرانگشت

اثر انگشت در انسان، اثری از سایش شیارهای پایانه انگشت است. با توجه به اینکه هیچ دو انسانی اثر انگشت مشابه ندارند، می‌توان از این اثر برای شناسایی افراد بهره ‌برد.

اثر انگشت برجستگی‌های بسیار ریز (قابل رؤیت با چشم غیره مسلح) است که در لایه اپیدرم پوست کف دست‌ها و پاها وجود دارد. به علت ترشحات چربی زیر پوست این آثار انگشت بر اجسام صاف قرار می‌گیرد که همچنین برای وضوح آن می‌توان از پودری استفاده کرد که جذب این چربی‌ها شده و آنها را به صورت واضح نمایان سازد. اثرانگشت در تعیین هویت از دقت ۱۰۰٪ برخوردار بوده و حتی در دوقلوهای یکسان نیز اثر انگشت، متفاوت است. به‌گونه‌ای که امکان شباهت اثر انگشت دو انسان، یک شصت و چهار میلیاردم می‌باشد.

ایجاد اثر انگشت یک صفت ارثی- محیطی است که هر عامل قبل از تولد می‌تواند بر آن اثر گذارد مانند فشارهای روحی و روانی بر مادر و حتی فشاری که نوزاد وقت تولد متحمل می‌شود و حتی کمی تفاوت در درازای بند ناف باعث تغییر خطوط سرانگشت می‌شود[1]. اثرانگشت کمی پس از تولد کاملاً تثبیت شده و غیر قابل تغییر است.

اثر انگشتان یک دست یا دو دست هیچ شباهت یا رابطه‌ای با هم ندارند به همین دلیل در تشخیص هویت و انگشت نگاری از همه انگشتان دو دست نمونه برداری می‌شود

[1]. سایت همشهری آنلاین